تهران، دیباجی جنوبی

بن بست رحیمی، پلاک 104، واحد 8

021-26656130

پاسخگویی در ساعات اداری

روزهای زوج

از ساعت 9:30 تا 14:00

کارگاه بررسی اهمیت مفهوم “خودارزشمندی” در زندگی انسان

چهارشنبه 10 خرداد 1396

 

در ادامه سلسله کارگاه‌های روانشناسی و برنامه های گروهی به منظور ایجاد انگیزه و نیز افزایش اعتماد به نفس زنان مددجو، کارگاه دیگری با هدایت آقای اسماعیلی پنجشنبه ٢٨ ارديبهشت ١٣٩٦با حضور چندتن از بانوان علاقمند در محل بنیاد برگزار شد.

بدیهی است تا زمانی که افراد خواهان تغییر در شرایط زندگی و وضعیت موجود خود نباشند، نمی‌توان در شرایط آن‌ها تغییری ایجاد کرد. تمایل زنان سرپرست خانوار برای اشتغال بیانگر اراده آنان برای تغییر و برآمده از اعتماد به نفس و رشد خودباوری در آنها است. بر این اساس با توجه به تلاش بنیاد مبنی بر توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و بازتوانی آنان، به تناوب مشاهده می شود که برخی از آنان به ویژه زنان جوان توانمندتر شده و از چرخه حمایت‌های مستقیم بنیاد خارج و به زنی کارآفرین تبدیل می‌شوند.  بی تردید معرفی این زنان توانمند و بهره گیری از تجربیات آنان امکان الگوگیری از این تجربه‌های موفق  را برای سایر زنان مددجو نیز فراهم خواهد کرد. در ابتدای این نشست نیز یکی از زنان مددجوی بنیاد که در یک شرکت بیمه مشغول به کار شده است درباره بيمه عمر، فوايد اين نوع بيمه، طريقه استفاده و نحوه ثبت نام توضیحاتی براي حضار ارایه داد. وی پس از تشریح بیمه عمر و ویژگی‌های آن، به سوالات حاضران نیز پاسخ داد و بروشورهایی نیز برای کسب اطلاعات بیشتر بین شرکت کنندگان پخش شد.

در ادامه کارگاه با طرح پرسش‌ و نظرسنجی، مباحث کارگاه روانشناسی جلسه پیشین با شرکت کنندگان مرور شد.

  • مباحث جلسه گذشته به چه دردي خورد؟
  • آيا بعد از  جلسه گذشته از مباحث آن استفاده كرديد؟
  • نتيجه بهتر شد يا خیر؟

برخی از حاضران از مفيد بودن و بكارگيري روش‌هاي مطرح شده در جلسه گذشته گفتند و تاييد كردند كه به جاي درگيري، سكوت كرديم و رابطه مان با فرزند يا همسرمان بهتر شد يا اگر بهتر نشد حداقل خودمان آرامش بيشتري داشتيم.

پس از مروری کوتاه، استاد برای بررسی موضوع محوري اين جلسه که پي بردن به اهميت «خودارزشمندی» در زندگي بود، نیازهای انسانی را برشمرد:

  • نياز به بقا (سلامت، امنيت و…)؛
  • احساس تعلق و عشق؛
  • خود ارزشمندي (نياز به پيشرفت و قدرت)؛
  • آزادی (مانند آزادی در پوشش) آنچه در آزادی مهم است اين است كه با بالا بردن سطح آگاهی و دانش مي توان تصميمات بهتري در هنگام داشتن آزادی گرفته شود؛
  • تفريح.

سپس درباره اینکه خود ارزشمندي چيست؟ چگونه بدست مي‌آيد؟ و چه روش‌هایی براي از ميان برداشتن موانع دستيابي به اين نياز وجود دارد؟ توضیحاتی ارایه شد.

مرحله اول شناسايي ميزان حس ارزشمندي در وجود ما است. از شرکت کنندگان پرسیده شد که در روز يا در هفته چندبار اين جملات را به خود مي‌گوييد؟

  • من بي ارزشم
  • من جدي گرفته نمي‌شوم
  • من به قدر كافي خوب نيستم
  • من آدم ناموفقيم
  • من بي اهميتم
  • من شايستگي ندارم

برخی از حضار اظهار داشتند از اين جملات استفاده مي‌كنند و حتي اطرافيانشان به آنها نسبت مي‌دهند مانند: تو عرضه نداري! یکی دیگر از زنان حاضر در نشست اظهار داشت كه اصلا بكار نمي‌برد و خود را خيلي هم با صلاحيت مي‌داند و علت اين احساسش را اعتقاد همسرش و جملات اميدواركننده وی می‌دانست. به نظر می‌رسد شيوه رفتار و گفتار اطرافيان به ويژه والدين مي تواند در ايجاد حس خودارزشمندی موثر باشد.

مرحله بعد چگونه حل مساله است. با گفتگو و پرسش و پاسخ در کارگاه، اين نتيجه به دست آمد که بايد تمرين كرد، بايد براي خود ارزش قائل باشيم، براي حرف ديگران زندگي نكنيم و اينكه منتظر ديگران براي ايجاد اين تغيير و بدست آوردن اين احساس نباشيم. نکاتی نیز برای تمرین و ممارست بیشتر مطرح شد که عبارتند از:

  • براي برداشتن گام‌هاي بزرگ، ابتدا بايد گام‌هاي كوچك برداشت و نكته اصلي اين است كه بايد بتوانيم «رابطه» خوب برقرار كنيم. مي‌توانيم با اصلاح روش تربيتي احساس خودارزشمندي را در فرزندانمان ايجاد كنيم، مطالعه كنيم يا سركار برويم و…
  • يكي ديگر از راه حل‌هاي مهم استفاده از كنترل دروني (سكوت كنيم، گوش بديم، همدلي كنيم، گفتگو کنیم و پرسشگر باشيم) به جاي كنترل بيروني (مانند نق زدن) است؛

فرزندي كه در طول روز بارها احساس بي ارزشي مي‌كند، تاييد ديگران براي وي مهم شده و با كوچكترين تاييدي به سمت فرد تاييد كننده گرايش پيدا مي‌كند. فرزندي كه احساس بي ارزشي كند تصميماتش بيشتر بر پايه هيجانات است تا فكر. به جاي «چرا» گفتن، بگوييم «چه كنيم» و در اين مورد مي‌توان از مشورت استفاده كرد.

تئوري چهار چرخ ماشين

فكر و احساس به عنوان چرخ‌هاي جلو و بدن و عمل (اقدام) به عنوان چرخ‌هاي عقب، همه بر هم اثر دارند. به اين صورت كه وقتي فردي فكر منفي درباره خود كند بدنبال آن احساس منفي پيدا مي‌كند و بر بدن وي تاثير مي‌گذارد و زمينه بيماري‌ها فراهم مي شود و در نهايت عمل و اقدامي كه خواهد داشت، نادرست خواهد بود.

به عنوان مثال كسي كه شب هنگام با نشخوار افكار و حس منفي به خواب مي‌رود، صبح كسل از خواب بيدار مي‌شود. مثال ديگری را حضار مطرح كردند مانند احساس چاق بودن.

  • يكي ديگر از افكار ناكارآمد و منفي مقايسه خود با ديگران است، ما بايد خود را با خودمان مقايسه كنيم، يعني من با دو روز پيش، من با دو هفته پيش و …
  • راه حل ديگر براي حس ارزشمندي، داشتن و تعريف هدف است:
  • هدف بايد براي خودم باشد نه براي ديگران؛
  • هدف بايد واقع بينانه باشد؛
  • هدف را بسط دهیم و شاخه شاخه كنيم (يعني بررسي زمان و سود و زيان) در نتيجه با شفاف سازي رسيدن به هدف آسان‌تر خواهد شد.
  • يكي ديگر از افكار ناكارآمد اين است كه هر اتفاق مثبت در زندگي را ناشي از شانس دانسته و در مقابل هر اتفاق بد را به خود و ناتواني خود نسبت دهيم؛ من نتوانستم، من بلد نيستم …

راه حل اين است كه شخصي ديگر مثل آينه رفتار و گفتار ما را برايمان توضيح دهد زيرا گاهي خود متوجه نيستيم.

  • راه حل ديگر: گذشته، حال و آينده

كساني كه به گذشته فكر مي‌كنند حال و آينده را منفي مي‌بينند. قرار نيست گذشته را فراموش كنيم، فقط درس بگيريم و در مواقع لازم نه هر زمان از تجربه اش استفاده كنيم. بايد داشته هايمان را به ياد بياوريم تا انرژي بگيريم و بر اين اساس اهداف را تعيين و روش‌هاي اجرا را مشخص كنيم، در نتيجه حال را مثبت كرده و به دنبال آن آينده نيز مثبت مي‌شود و اين چرخه تكرار شونده و تصور آينده مثبت، حال را مثبت‌تر و به دنبال آن مثبت‌هاي گذشته را بيشتر و بهتر مي‌بينيم.

در پايان کارگاه زمانی نیز به پاسخگويي حضار و جمع بندي مبحث اختصاص داده شد.