کارگاه روانشناسی انگیزه و توانمندی

در جهت‌گیری نوین بنیاد خیریه حضرت علی علاوه بر تداوم رویکرد حمایتی از زنان سرپرست خانوار، این رویکرد نیز در جریان است تا با برنامه‌ریزی‌های مناسب، انگیزه و خودباوری در زنان سرپرست خانوار تقویت شود تا اینکه به تدریج با کاهش وابستگی مالی به سازمان حمایتی، مسیر زندگی خود را بازیابی کنند. بدون تردید در ایجاد انگیزه برای بازتوانی و بهبود کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار، آموزش و مشاوره نقشی کلیدی دارند. بر این اساس در ادامه اجرای برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای بنیاد خیریه، کارگاه دیگری با عنوان «انگیزه و توانمندسازی» با تسهیگری و هدایت آقای دکتر اسماعیلی پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ با حضور زنان مددجو در محل بنیاد برگزار شد.

در آغاز کارگاه آموزشی بر روی برخی از صندلی‌ها عکس‌هایی از خرسی‌ با حالات مختلف گذارده شد و استاد از حاضران درخواست کرد هر کدام با توجه به انگیزه خود برای آمدن به جلسه یکی از عکس‌ها را انتخاب کند. سپس آقای اسماعیلی با انتخاب یکی از عکس‌ها انگیزه خود را از آمدن به جلسه  ایجاد پرسش بیان کردند؛ بدین معنا که با طرح پرسش، تجربیات خود را برای افزایش کیفیت زندگی‌مان در اختیار یکدیگر قراردهیم. به زعم ایشان پرسشگری رمز موفقیت است، کسانی که پرسش‌های خوبی دارند، خوب فکر می‌کنند و در نتیجه می‌توانند تصمیمات بهتری برای برآوردن نیازهایشان بگیرند.

پس از آن هر یک از حضار علت انتخاب عکس و در حقیقت انگیزه خود برای شرکت در جلسه را بیان کردند. برخی انگیزه خود را شاد بودن و داشتن زندگی شاد و موفق طرح کردند و اظهار داشتند که شرکت در این جلسات برای آنان مفید بوده است، انگیزه‌های شرکت کنندگان برای حضور در جلسات بنیاد در زیر مشاهده می‌شود:

انگیزه شرکت کنندگان برای شرکت در برنامه‌های بنیاد

-شاد باشم و شاد زندگی کنم، این کلاس‌ها خیلی کمکم میکند.

-با انگیزه قوی می‌آیم، صحبت‌ها را بشنوم و ایده بگیرم.

-در لحظه زندگی کنم، آن لحظه را برای خودم به بهترین شکل رقم بزنم یعنی سعی می‌کنم که بهترین حرف را بزنم و … و بر أساس توانایی که دارم بهتر عمل کنم.

-برای کنترل و فرو بردن خشم

-در طول هفته احساس غمگینی و عصبانی دارم، به اینجا می‌آیم که این حس را فراموش کنم و یاد بگیرم که چگونه مسائلی که عصبانیم کرده را فراموش کنم.

-درست فکر کردن، وقتی درست فکر کنیم اتفاق خوب هم در زندگی خواهد افتاد و نتیجه بهتری هم می‌گیریم.

-شاد باشم و استرس‌هایم را با کسب مهارت کم کنم.

-آرامش پیدا کنم.

-هفته سخت و پر اضطراب داشتم، میایم اینجا تا بهتر شوم.

-قبلا احساس پوچی و بی عرضگی می‌کردم ولی الان فکر می‌کنم که بهتر شدم و بهتر خواهم شد. قبلا کوچکترین اتفاق خوب زندگی را به حساب شانس می‌گذاشتم ولی الان از توانمندی خودم میدانم. مثال: فراهم کردن شرایط جوجه کشی برای فرزندم با خلاقیت و پشتکار خودم.

-بهتر از روز قبلم باشم و انگیزه پیشرفت و موفقیت پیدا کنم.

-شاد باشم که با تمرکز بیشتر و راحت تر تصمیم بگیرم.

-ما همه مشکلات داریم ولی به اینجا میاییم تا یاد بگیریم چگونه شرایط را بهتر کنیم نه اینکه بی تفاوت باشیم.

در ادامه استاد اظهار داشت بسیاری از کسانی که در زندگی حس بدی دارند به دلیل این است که معتقدند شانس ندارند. خیلی اتفاقات را نمی‌شود فراموش کرد و در واقع لزومی هم ندارد که کامل فراموش شوند، همین تلاش برای فراموش کردن، موجب یادآوری مجدد و ایجاد ناراحتی می‌شود. باید بتوانیم انگیزه‌های دیگری را در اولویت افکارمان قرار دهیم، همین امر سبب می‌شود اتفاقات ناگوار را نه اینکه فراموش بلکه کمرنگ کنیم.

پس از بررسی انگیزه‌های شرکت کنندگان، جملاتی در اختیار حضار قرار گرفت و از آنان خواسته شد آنها را یک به یک با صدای بلند بخوانند و نظر بدهند:

  • تلاش می‌کنم کار را به بهترین وجه انجام دهم؛
  • من خیاط هستم و سعی می‌کنم به بهترین وجه این کار را انجام دهم و این به من انگیزه بیشتر و حس شادی می‌دهد؛
  • هیچ چیز در من انگیزه ایجاد نمی‌کند؛
  • می توانم کار سودمندی را تحت شرایط استرس انجام دهم؛
  • هر گام موفقیت آمیز در من امیدواری ایجاد می‌کند؛
  • من با خیاطی کردن انگیزه ادامه تحصیل پیدا کردم؛
  • می توانم برای معنی دادن به زندگیم تا حد امکان تلاش کنم؛
  • به توانایی‌های خود در زمینه ارتباط با دیگران اعتماد دارم.

پس از آن آقای اسماعیلی در رابطه با انگیزه توضیحاتی ارایه کردند. به زعم ایشان فرد بیان کننده این جمله «من خیاط هستم و سعی می‌کنم به بهترین وجه این کار را انجام دهم و این به من انگیزه بیشتر و حس شادی می‌دهد» انگیزه درونی دارد و نه بیرونی، وی احساس رضایت می‌کند، بدین معنا که منتظر نیست کارش را دیگران به طور مثال با پرداخت پول بیشتر دادن تایید کنند. کسانی که انگیزه‌هایشان درونی است بهتر می‌توانند استرس را کنترل کنند. همچنین فردی که اظهار می‌کند «هیچ چیز در من انگیزه ایجاد نمی‌کند» در زمره کسانی است که انگیزه‌شان را از بیرون می‌گیرند. اما بدون تردید انسان‌های موفق، موفقیتشان را مدیون گام‌های کوچکی هستند که برای شروع برداشتند.

در ادامه جلسه یکی از مهم‌ترین سوالات که برخی از حاضران داشتند، این بود که چرا فرزندان نوجوان ما بی‌انگیزه‌اند و تلاشی نمی‌کنند، به عنوان مثال خواستار ترک تحصیل هستند، و همچنین مسئولیت پذیر نیستند، در این شرایط ما چگونه می‌توانیم کمکشان کنیم. در این باره استاد معتقد بود وقتی فرزندتان به مخالفت با شما می‌پردازد، شما طوری رفتار نکنید که اگر وی یک سر طناب را به سمت خود بکشد، شما سر دیگر طناب را به سمت خودتان خواهید کشید و فرزند را بالتبع به دنبال خود می‌کشانید. شما باید انگیزه و کنترل درونی فرزندانتان را قوی کنید نه بیرونی. تا حدی که می‌شود طناب را نکشید و به طرف فرزندتان بروید و به وی خوب گوش دهید. البته این اصلا به این معنا نیست که هر چه فرزندتان گفت همان شود. اما برای اینکه موتور انگیزه درونی را روشن کنیم باید نیازهای زیر برآورده شوند:

  1. نیاز به احساس تعلق؛
  2. نیاز به آزادی؛
  3. نیاز به قدرت و پیشرفت؛
  4. نیاز به تفریح؛
  5. نیاز به بقا و امنیت.

کنترل بیرونی شامل تحقیر کردن، مقایسه کردن، باج دادن، داد زدن، نصیحت، تهدید، تنبیه، قهر، کَل کَل، انتقاد، گلایه، شکایت و غرغر است که هر کدام از این رفتارها انگیزه‌های درونی را برای موفقیت و شادابی و مسئولیت پذیری کاهش می‌دهند و مانع از خودکارآمدی و توانمندسازی افراد می‌شوند.

اما کنترل درونی در شرایط زیر بدست می آید:

  1. سکوت کردن؛
  2. خوب گوش دادن؛
  3. پذیرش و همدلی (به این معنا نیست که هر چه وی گفت درست است، بلکه بدین معناست که فقط با هیجان وی همدلی کنیم و وقتی آرام شد با وی گفتگو کنیم)؛
  4. احترام؛
  5. گفتگو؛
  6. پرسشگری و خوب پرسیدن (سوال خوب محاکمه نیست)؛
  7. تشویق نه پاداش؛
  8. الگو بودن؛
  9. حمایت منطقی.

برای برقراری یک ارتباط موفق باید مثلث زیر با هر سه بُعد آن ایجاد شود:

  1. ارتباطی که در آن منصف باشیم؛
  2. ارتباطی که محترمانه باشد (احترام بگذارید حتی زمانی که بی احترامی می‌بینید، مرتب از کلماتی بگویید که اعتماد به نفسشان بیشتر شود)؛
  3. قاطع و جدی باشیم نه خشن.

چگونگی رفتار والدین با فرزندان:

اگر منصف + احترام = لوس می‌شود

اگر قاطع + احترام = حرفمون خریدار ندارد

اگر منصف + قاطع = دیکتاتوری

اگر منصف + قاطع + احترام = اعتماد در رابطه

 

در هر حال برای افزایش مسئولیت پذیری فرزندان باید:

  1. اول از همه خودمان الگو باشیم؛
  2. سرزنششان نکنیم؛
  3. در نظر بگیریم که تربیت زمان می‌برد، پس صبور باشیم.

در پایان جلسه نیز همانند جلسه پیش یکی دیگر از خانم‌های مددجو به عنوان فردی موفق که توانسته بود با داشتن انگیزه، مشکلات را پشت سر بگذارد و به استقلال مالی برسد برای سایر شرکت کنندگان از تجربیاتش گفت و از بنیاد به خاطر حمایت‌هایش در این مدت تشکر و قدردانی کرد. سپس وی اعلام کرد که زین پس از چرخه حمایتی بنیاد خیریه خارج می‌شود. بنیاد خیریه حضرت علی برای این بانوی توانمند آرزوی موفقیت بیش از پیش دارد.

۱۳۹۶-۵-۲۱ ۲۱:۱۳:۵۶ +۰۴:۳۰۲۱ام مرداد, ۱۳۹۶|گزارش‌های خبری|